ماهی خانوم
I heard he sang a good song همه اينها را گفتم كه بدانيد اگر برنامه شام ، ناهار ، عصرانه يا حتي صبحانه ام را با شما، شما و شما به تعويق انداخته ام به خاطر اين بود كه ميخواستم از خوك من نصيبي نداشته باشيد اما حالا كه دقيقتر به مسائل نگاه ميكنم به نظر ميرسد بايد سر يكي از قرارهايم حاضر ميشدم و اين شانس را به حيوان زبان بسته ، بد صدا و كريه المنظر ميدادم كه در خانه يكي از شما ها را امتحان كند!
When I open my eyes nowadays And take a look at society They’re all just running around useless They aint got no identity even no aims so... Call me a rebel, an outlaw A devil with a dirty mind Well, at least I got a goal in life Make room cuz I’m coming your way So go away honey, f**K you anyway! ……. اما هيچ وقت تا اين حد از كاري كه كرده ام خوشحال نبوده ام! 3. e.y.a.w.t.k.a.s (لينك آخري فيلتر بود.) اما به جاش بهترين ديالوگ هاي آني هال رو تقديم علاقه مندان ميكنم: و اگه كسي هست كه فكر ميكنه ترجمه اين ديالوگ ها ارزشش رو داره كافي به من بگه تا در پست بعدي بذارم. مرسي! High winds in northern sky will carry you away
1.آقا اگر من بگویم غلط
کردم همه چیز رو به راه میشود؟ من تنبلی ام می آید، من هر روز 1000 کلمه تایپ
میکنم اما حوصله ام نمی آید 2 کلمه واسه خودم بنویسم. انگار شکنجه ای در راه است.
2. اسب سواری ورزش مفرحی است. اما مشکلش این است که تا چند
وقت هنگام نشستن یا جفت کردن پا ها دچار درد میشوید، یک جور هایی مثل دوچرخه ای که
زینش سفت باشد و... خلاصه درد دارد . باید حواستان به افسار باشد وگرنه حیوان
همینجوری واسه خودش ول میگردد. باید مدام به گرده اسب فشار بیاورید تا بفهمد کنترل
دست شماست و بی هوا شروع به دویدن نکند. باید از ارتفاع نترسید ( من نمی ترسم) . و
کلی باید و نباید که برای سواری لازم است بدانید. به نظر من باید یک گواهینامه ای
چیزی برای اینکار میگذاشتند.
3.جواد جان، تولدت خوش گذشت. این مطلب رو اینجا مینویسم چون
کارت تولدت رو یادم رفت بذارم توی جعبه و معلوم نیست دیگه به دستت برسه یا نه، ولی
کلا بس که رفیق خوبی هستی گفتم یک چند کلمه ای هم در فضای وبلاگستان با هم اختلاف
کنیم!
سلام معمولا اولش را اینجوری شروع میکنم ، یعنی وقتی هنوز فکرش
را نکرده ام که چه بگویم. با یک سلام و احوال پرسی و از این جور چیزا... موضوع این نبود که حرفی برای گفتن نداشتم یا حوصله نداشتم
یا حال نداشتم یا اینترنت نداشتم یا... البته همه این دلایل هم دخیل بود اما مساله
این بود که خیلی الکی درگیر بودم. انگار هفته ای یک بار هم فرصت به روز کردن
نداشتم گرچه میدونستم هفته ای یک بار آدمو نمی کشه اما انگار منو
میکشت و سر انجام فهمیدم که مردنی در کار نیست! سر کوفت های تو، فحش و فضیحت های فاطیما، توصیه های بابا یا
کامنت های محترمانه دوستان نبود که منو به دوباره نوشتن روزانه ها کشوند. فهمیدم
که اگه ننویسم احتمالا توی همین روزها که قراره توشون گم و گور بشم دیگه هیچی از
من نمیمونه... خلاصه من همین جا اعلام میکنم که روزانه ها را مرتب تر،
هدفمند تر، عاقلانه تر و به درد بخور تر خواهم نوشت. نمی دانم هفته ای یکبار یا
روزی چند بار میشود اما می خواهم آدم شوم!
I heard he had a style
and so i came to see
and listen for a while
and there he was this younge boy
a stranger to my eyes
Struming my pain with his fingers
Singing my life with his words
killing me softy with his song
killing me softly with his song
telling my whole life
with his words
killing me softly ...
You know you have to leave here
You wish that you could stay
There's four directions on this map
But you're only going one way
Due South ....... (that's the way I'm going)
Due South.......
Saddle up my travelling shoes
I'm bound to walk away these blues
Due South.......
You could walk a hundred thousand miles and never find
a home
You always knew someday you'd have to strike out on
your own
You look up at the clouds and you can see which way
the wind is blowing
Due South (that's the way I'm going)
Due South.......
Saddle up my travelling shoes, I'm bound to walk away
these blues
Due South.......
Due South....... (that's the way I'm going)
Due South.......
Saddle up my travelling shoes, I'm bound to walk away
these blues
Due.......
Saddle up my travelling shoes, I'm bound to walk away
these blues
Due South.......
Due South.......
Due South
| Design By : Night Skin |


