تبليغاتX
ماهی خانوم

شادمانه

شايد بي انصافانه به نظر برسد،

اما هيچ وقت تا اين حد از كاري كه كرده ام خوشحال نبوده ام!

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم | 12:59 | چهارشنبه بیستم آبان 1388 •

فعلا كتاب تعطيل است!

اول از همه بايد اعلام كنم كه اين پست قرار نبود اينجا باشد. در حقيقت من چيز ديگي را براي امروز نوشته بودم اما با اين باراني كه مي آيد و سرمايي كه من خورده ام و مخلوط جذاب فيلم هاي وودي آلن و تورناتوره كه لميده بر مبل ديده ام، اصلا جور در نمي آيد بنابراين بي خيالش ميشويم و فقط ميخواهم بدانيد فيلم هاي زير ارزش يك بار و گاهي دوبار ديدن را دارند:

1. the star maker

2.Annie Hall 

3. e.y.a.w.t.k.a.s

(لينك آخري فيلتر بود.)

اما به جاش بهترين ديالوگ هاي آني هال رو تقديم علاقه مندان ميكنم:

memorable quotes

و اگه كسي هست كه فكر ميكنه ترجمه اين ديالوگ ها ارزشش رو داره كافي به من بگه تا در پست بعدي بذارم.

مرسي!

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم | 19:59 | شنبه نهم آبان 1388 •

تقدیم به فاطیما

High winds in northern sky will carry you away
You know you have to leave here
You wish that you could stay
There's four directions on this map
But you're only going one way
Due South ....... (that's the way I'm going)
Due South.......
Saddle up my travelling shoes
I'm bound to walk away these blues
Due South.......

You could walk a hundred thousand miles and never find
a home
You always knew someday you'd have to strike out on
your own
You look up at the clouds and you can see which way
the wind is blowing
Due South (that's the way I'm going)
Due South.......
Saddle up my travelling shoes, I'm bound to walk away
these blues
Due South.......

Due South....... (that's the way I'm going)
Due South.......
Saddle up my travelling shoes, I'm bound to walk away
these blues
Due.......
Saddle up my travelling shoes, I'm bound to walk away
these blues
Due South.......
Due South.......
Due South

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم | 10:50 | دوشنبه سیزدهم مهر 1388 •

غلط ، اسب، جواد!

  1.آقا اگر من بگویم غلط کردم همه چیز رو به راه میشود؟ من تنبلی ام می آید، من هر روز 1000 کلمه تایپ میکنم اما حوصله ام نمی آید 2 کلمه واسه خودم بنویسم.  انگار شکنجه ای در راه است.

2. اسب سواری ورزش مفرحی است. اما مشکلش این است که تا چند وقت هنگام نشستن یا جفت کردن پا ها دچار درد میشوید، یک جور هایی مثل دوچرخه ای که زینش سفت باشد و... خلاصه درد دارد . باید حواستان به افسار باشد وگرنه حیوان همینجوری واسه خودش ول میگردد. باید مدام به گرده اسب فشار بیاورید تا بفهمد کنترل دست شماست و بی هوا شروع به دویدن نکند. باید از ارتفاع نترسید ( من نمی ترسم) . و کلی باید و نباید که برای سواری لازم است بدانید. به نظر من باید یک گواهینامه ای چیزی برای اینکار میگذاشتند.

3.جواد جان، تولدت خوش گذشت. این مطلب رو اینجا مینویسم چون کارت تولدت رو یادم رفت بذارم توی جعبه و معلوم نیست دیگه به دستت برسه یا نه، ولی کلا بس که رفیق خوبی هستی گفتم یک چند کلمه ای هم در فضای وبلاگستان با هم اختلاف کنیم!

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم | 13:4 | یکشنبه پنجم مهر 1388 •

سلام

سلام

معمولا اولش را اینجوری شروع میکنم ، یعنی وقتی هنوز فکرش را نکرده ام که چه بگویم. با یک سلام و احوال پرسی و از این جور چیزا...

موضوع این نبود که حرفی برای گفتن نداشتم یا حوصله نداشتم یا حال نداشتم یا اینترنت نداشتم یا... البته همه این دلایل هم دخیل بود اما مساله این بود که خیلی الکی درگیر بودم. انگار هفته ای یک بار هم فرصت به روز کردن نداشتم گرچه میدونستم هفته ای یک بار آدمو نمی کشه اما انگار منو میکشت و سر انجام فهمیدم که مردنی در کار نیست!

سر کوفت های تو، فحش و فضیحت های فاطیما، توصیه های بابا یا کامنت های محترمانه دوستان نبود که منو به دوباره نوشتن روزانه ها کشوند. فهمیدم که اگه ننویسم احتمالا توی همین روزها که قراره توشون گم و گور بشم دیگه هیچی از من نمیمونه...

خلاصه من همین جا اعلام میکنم که روزانه ها را مرتب تر، هدفمند تر، عاقلانه تر و به درد بخور تر خواهم نوشت. نمی دانم هفته ای یکبار یا روزی چند بار میشود اما می خواهم آدم شوم!

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم | 14:15 | چهارشنبه چهارم شهریور 1388 •

دلایل اسباب کشی خیلی ساده است!

داریم از دست مزاحمان و معاندان و حسودان و... فرار میکنیم!

به همین سادگی!

لطفا به من سر بزنید. ممنون.

پ.ن.

راستی! سال نو مبارک!

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم | 21:56 | جمعه هفتم فروردین 1388 •

RSS